
نماز آیات به واسطه چهارچیز بر مسلمان واجب می شود:
1- کسوف (اگرچه به مقدار کمی باشد)
2- خسوف (اگرچه به مقدار کمی باشد)
3- زلزله
4- رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند.
نحوه اقامه نماز آیات
نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد. نمازگزار بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره بخواند و به رکوع رود و پس از رکوع دوباره یک حمد و یک سوره بخواند تا پنج مرتبه و در رکعت دوم نیز به همانگونه اقامه شود و پس از رکوع آخر قنوت خوانده شود و تشهد و سلام دهد.
و نحوه دیگر اقامه آن این است که:
سوره حمد کامل تلاوت شود و سوره توحید به پنج بخش تقسیم شده و بعد از هر بخش یک رکوع انجام شود. رکعت دوم نیز به همان صورت و بعد از آن تشهد و سلام داده شود3) براي نماز شب ميتوان به نماز شَفْع و وَتر اكتفا كرد، بلكه هنگام تنگي وقت ميتوان تنها به نماز وتر اكتفا نمود.
4) وقت نماز شب از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا فجر صادق است. و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر (پُر فضيلتتر) است و تمامي ثلث آخر شب سحر محسوب ميشود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزديكيهاي سحر خوانده شود.
5) جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتي در حال اختيار.
ولي اگر ميخواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده حساب كند. بنابراين بايد هشت بار دو ركعت نشسته و هر دو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت ميشود به نيت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هر دو ركعت به يك سلام به نيت نماز شفع و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيت نماز وتر، ولي در حال اضطرار و مريض همان يازده ركعت كفايت ميكند.
6) مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در اول شب بجا آورد.
7) جواني كه ميترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود ميتواند نماز شب را پيش از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب به بعد) بخواند.
8) كساني كه براي خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذري دارند مانند پير مردان و يا كسي كه از سرد شدن هوا ميترسد و يا از جنب شدن در خواب ميترسد ... ميتوانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.
9) خواندن سوره در ركعتهاي نماز شب لازم نيست و ميتواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. (گرچه با سوره فضيلت ديگرى دارد) هم چنين قنوت در ركعتهاي دوم مستحب است و ميتواند بدون قنوت بخواند.
10) نماز وَتر يك ركعت است و ميشود آن را بدون قنوت به جا آورد.
11) لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند، بلكه ميتواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفريق افضل است، همان طور كه رسول خدا تهجد ميكرد.
12) مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانوادهاش كسي ميخواهد براي به نماز شب برخيزد بيدار شود.
بديهي است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جايي است كه امن از ريا و سُمعه باشد و اگر خداي ناخواسته خوف ريا و سُمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.
13) بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون ...» مستحب است كه در مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان آمده است.
14) مستحب است كه انسان در قنوت آن از خوف خدا گريه كند و اگر گريهاش نيايد تباكى كند؛ يعنى انسان حالت گريه را به خود بگيرد.
15) مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنين دعا (كه كسى كه براى چهل مؤمن دعا كند دعايش مستجاب مىشود) كند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلاٰن) و به جاى كلمهٴ (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار كند، در حالى كه دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّي وَ أتوبُ إلَيْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنين مستحب است، هفت بار بگويد: (هٰذٰا مَقٰامُ العٰائِذِ بِكَ مِنَ النٰارِ) و سيصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر كلمات (اَلْعَفْو) را به يكديگر متصل كند بهتر است، و آخر كلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...).
16) ميتوانيد در قنوت نماز وَتْر با استفاده از تسبيح يا (با انگشت دست راستتان) چهل مؤمن را به اينگونه دعا كنيد: مثلاً ( اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمينى و ...).
17) در نماز مستحب، شك ميان ركعت اول و دوم، نماز را باطل نميكند و نمازگزار ميتواند تصميم بر هر كدام بگذارد.
18) انجام كم و زيادهاى اشتباهى در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.
19) میتوان نماز شب را کوتاهتر و خلاصه تر نيز خواند به اين صورت: دو رکعت به نيت شَفع و يك ركعت به نيت نماز وَتر يا اينكه فقط به يك ركعت نماز وتر اكتفا كرد.
20) براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولى در باره نوافل، چنين دستورى نيست.
(اين سادهگيريها براى تشويق افراد به اين عبادتهاى سازنده است. حتى اگر نماز مستحب را كسى در وقتش نتوانست بخواند، قضاى آنرا مىتواند انجام دهد،كه در اينصورت، طبق حديث، خداوند به فرشتگان مباهات كرده و ميفرمايد: به بندهام بنگريد! چيزى را كه بر او واجب نكردهام، قضا مىكند! (و در حديث ديگرى افزوده شده كه: شما را شاهد مىگيرم كه او را آمرزيدم).
21) در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى نجران از آن حضرت عليه السلام نقل شده كه مىگويد: «درباره نماز شب هنگام در سفر، ميان كجاوه پرسيدم، فرمود: هرگاه روبه قبله نبودى به سوى قبله برگرد، سپس تكبير بگو و نماز بخوان به هر جا كه شترت تو را برد مانعى ندارد». در روايت صحيح از معاوية بن عمار از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «باكى نيست كه در سفر انسان نماز را در حال رفتن بخواند و اشكالى ندارد اگر نماز شبش را كه از او فوت شده، روز در حال رفتن رو به قبله كند و همان طور كه راه مىرود قضايش را بخواند. و هرگاه خواست ركوع برود، رو به قبله كند و ركوع و سجود را انجام دهد سپس راه برود.
22) قضاي نماز شب را نيز فضيلت بسيار است، چنانكه از امام صادق (ع) روايت است كه شخصي به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا اتّفاق ميافتد كه يك، دو، يا سه ماه نماز شب از من فوت ميشود و من آن را به روز قضا ميكنم. آيا اين كار جايز است؟ فرمودند: به خدا قسم اين كار مايه روشني چشم تو است. و آني جمله را سه بار تكرار كرد.
رسول خدا (ص) فرمودند: خداي تعالي به بندهاي كه قضاي نماز شب را بجاي ميآورد مباهات ميكند و ميفرمايد:
اي فرشتگان، اين بنده چيزي را كه به او واجب نكردهام قضا ميكند. گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.
در روايت صحيح از حماد بن عثمان از امام كاظم (ع) نقل شده است كه درباره مردى كه نماز نافله مىخواند در حالى كه روى مركبش بين شهرها حركت مىكند، سؤ ال شد. فرمود: اشكالى ندارد).
در روايت صحيح از عبدالرحمن بن حجاج از آن حضرت نقل است كه مىگويد: «درباره نماز نافله در وطن، بر پشت مركب پرسيدم؛ هرگاه پگاه از كوفه خارج شدم و يا در شهر كوفه شتابان در پى كار بودم (چه كنم؟) فرمود: اگر شتابزده بودى و نتوانستى از مركب پياده شوى و مىترسى كه اگر سواره نماز را نخوانى فوت شود، سواره بخوان، اگر نه نماز خواندنت روى زمين نزد من پسنديدهتر است».
در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى عبداللّه به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه مىفرمايد: «روى مركب كسى حق ندارد نماز واجب را بخواند مگر مريض كه مىبايد رو به قبله باشد و به قرائت (فاتحة الكتاب) اكتفا كند و در نماز واجب بر هر چه ممكن باشد صورتش را بنهد و در نماز نافله اشاره مخصوصى بكند».
در روايت صحيح از جميل به دراج از آن حضرت نقل شده كه مىگويد: شنيدم كه مىفرمود: «رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نماز واجب را در يك روز گل آلود و بارانى در كجاوه خواند».
23) اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحباب ميخواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام ميکند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را ميخواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را ميخواند و پس از آن، باقيمانده نماز شب را قضا ميکند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد صبح طلوع کرده باشد دو رکعت نماز نافله صبح را اول ميخواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را بجا ميآورد.
تذکر: اگر نماز شب را در بين الطلوعين (يعنی بعد از اذان صبح و پيش طلوع آفتاب) ميخواند، بهتر است که نيت ادا يا قضا نکند، بلکه به نيت (ما فی الذمه) بخواند.
توضيح اينکه: (ما فی الذمه) به آن معنی است که نيت کند نماز شب ميخوانم (قربه الی الله) خواه ادا باشد خواه قضا، هر چه خدا و رسولش فرمودهاند.
24) در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل) و جلو انداختن بخواند.
25) شخصي به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمىشوم، آيا اجازه مىفرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم؟
فرمود: آرى؛ امّا اهل خانهات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مىگيرند و اين كار را سنّت قرار مىدهند.
26) قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مىداند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.
27) اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مىخواهد نماز وَتر را بخواند بايد آن را (رجائا) بخواند.
28) نماز وتر يك ركعت است، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن.
29) مستحب است سورههاى بزرگ، در ركعت اول و سورههاى كوتاه را در ركعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سورههاى فلق، ناس و توحيد، قرائت كند و يا اينكه، در همهٴ آنها سورهٴ (قل هوالله احد) بخواند.
30) در نماز شَفع و وَتر بهتر است بعد از حمد سوره توحيد را بخواند تا ثواب يك ختم قرآن را ببرد.
1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.
2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.
3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.
6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.
8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.
9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.
10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.
11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.
12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.
13) باعث تابش نور خدا به او ميشود.
14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.
16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.
18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.
19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار ميدهد.
20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.
21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.
22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.
23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.
24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.
25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله ميگذارد.
26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.
27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.
28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.
29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.
30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن ميكند و برات آزادي از آتش جهنم است.
نماز شب
شب و شب زنده داري
عبادت و راز و نياز با تنها معبود جهان هستي، آن هم در دل تاريك شب، براي «اهل دل» لذّتي فوق العاده و غير قابل وصف دارد!.
آنان كه توفيق شب زندهداري نصيبشان ميشود و قطرهاي از محبت پروردگار بر مشام جانشان رسيده است، تمام دنيا و آنچه در آن است، در نظرشان كوچك و حقير است.
سيّد السّاجدين امام زين العابدين (ع) در مناجات با حضرت حق، عرضه ميدارد:
«اي معبود من! كيست كه شيريني محبّتت را چشيده باشد و آنگاه از تو رويگردان گشته و ديگري را به جاي تو مقصد و محبوب خود قرار دهد؟!.
و كيست كه با قُرب تو مأنوس گشته باشد و آنگاه آرزوي دل به ديگري بستن و به غير تو پيوستن را به سّر ضمير خويشتن راه دهد؟!».
آري هنگام «شب» براي خلوت با «محبوب» و راز و نياز با «معبود» و قرار دادن جان در رهگذر نفحات اهلي و تقرب يافن به پروردگار و عرض نياز عاشقانه به درگاه خدا بهترين فرصت است.
رمز موفقيت همه انبياء و اولياء و صالحان و علماء مناجات در دل شب بوده است، اكثر عنايات ربّاني بر انبياء عظام در سحرگاهان روي داده است.
پيامبر گرامي اسلام (ص) در چهل شب، در وادي طور به لقاء پروردگار نائل شد.
آري عاشقان حضرت حق، پيوسته انتظار ميكشند كه وقت شب فرا رسد و پرده ظلمت شب بين آنان و ديگران حائل گردد تا خلوتخانه اُنس با حضرت معبود تشكيل دهند.
خداوند مهربان به تمامي بندگان خود نظر لطف فراواني دارد تا آنجا كه به بنده خود ميگويد:
«بنده من! نماز شب بخوان كه آن یازده رکعت است».
اما بنده به خدا ميگويد: خدایا! خستهام نمیتوانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم.
بنده من! دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بخوان.
اما بنده به خدا ميگويد: خدایا! خستهام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
بنده من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
اما بنده به خدا ميگويد: خدایا! سه رکعت زیاد است.
بنده من! فقط یک رکعت نماز وَتر را بخوان.
اما بنده به خدا ميگويد: خدایا! امروز خیلی خسته شدهام آیا راه دیگری ندارد؟
بنده من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان بکن و بگو یا الله.
اما بنده به خدا ميگويد: خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد!.
بنده من! همانجا که دراز کشیدهای تیمم کن و بگو یا الله.
اما بنده به خدا ميگويد: خدایا! هوا سرد است و نمیتوانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم.
بنده من! در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب میکنیم.
اما بنده اعتنای نمیکند و میخوابد.
پس خداوند به ملائكه خود ميگويد: ملائکه من، ببینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده من بیاعتنا است و خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده است.
خداوند، دو بار او را بیدار کردیم اما باز هم خوابید.
ملائکه من، در گوشش بگوید پروردگارت منتظر توست.
پروردگارا باز هم بیدار نمیشود!
اذان صبح را میگویند هنگام طلوع آفتاب است.
ای بنده بیدار شو نماز صبحت قضا میشود.
خورشید از مشرق سر بر میآورد خداوند رویش را بر میگرداند و میگوید:
ای ملائکه من، آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟
شبانگاه
شب هنگام است كه افراد خانواده از تلاش و كوشش روزانه، خسته به خانه برميگردند.
در هنگام شب، افراد خانواده يكي يكي گرد هم ميآيند و همديگر را پس از ساعتها دوري و فراق ميبينند و با تازه شدن ديدار و ملاقات با عزيزان خويش و اعضاي خانواده انبساط خاطر پيدا كرده و رفع خستگي ميكنند. دور هم جمع ميشوند و به انتقال تجربيات و بيان مشكلات خود ميپردازند و با همدلي و همفكري سعي ميكنند تا همديگر را ياري و كمك نمايند.
همچنين زن و شوهر پس از چندين ساعت دوري از هم، در هنگام شب دوباره همديگر را ملاقات ميكنند و خاطره عشقها و دوست داشتنها و محبتهايشان را با ديدن هم، تجديد ميكنند و با مؤانست و همزباني خستگيهاي روزانه را از تن به در ميكنند.
شب فرصت خوبي براي ديدار با اقوام و انجام صله رحم است. در اين ديدارها و شب نشينيها افراد فاميل و دوستان و آشنايان فرصت خوبي براي ملاقات و با خبر شدن از هم و همفكري و همكاري و همياري دارند.
يكي از مواهب ديگر شب، استراحت و تجديد قواي انسان است.
كارهاي روزانه، باعث خستگي بدن و روح انسان ميشود و قواي انسان در پايان روز تقريباً رو به اتمام است و خستگي ناشي از كار و فعاليت بر وجود انسان چيره شده است. استراحت و خواب شبانه فرصت منحصر بفردي براي استراحت جسمي و روحي انسانها و تجديد قواي بشر است. از آيه هم استفاده ميشود كه شب مناسبترين زمان براي آسايش و استراحت انسانها است. مؤيد اين مطلب بيماريهايي است كه در افراد شب كار بروز ميكند. كساني كه در شب به جاي استراحت و تجديد قوا به كار و فعاليت ميپردازند در معرض بيماريهاي متعددي قرار ميگيرند به عنوان مثال: كار در شيفت شب و زير نور لامپ، احتمال ابتلا به سرطان سينه را در زنان افزايش ميدهد. نتايج دو تحقيق جداگانه و مستقل نشان داده است كه كار كردن در ساعات شب و زير لامپهاي قوي، باعث كاهش ترشح هورمون ملاتونين و افزايش سطح استروژن در زنان شده و در نتيجه احتمال ابتلا به سرطان سينه را تا 60 درصد افزايش ميدهد.
بر اساس اين مطالعات، قرارگرفتن در اين شرايط به مدت طولاني، احتمال دچار شدن به اين بيماري را بيشتر ميكند. در يكي از اين تحقيقات كه توسط مركز مطالعات سرطان «فردهاچينسون» سياتل به سرپرستي دكتر اسكات ديويس انجام شده، سابقه كار 763 زن مبتلا به سرطان سينه و 741 زن سالم مورد مطالعه قرار گرفت. نتيجه اين مطالعه نشان داد در زناني كه حدود سه سال در ساعات شب كار كردهاند، احتمال ابتلا به سرطان سينه در حدود 40 درصد بيشتر بوده و در كساني كه بيش از سه سال در اين شرايط قرار داشتهاند، اين احتمال به 60 درصد ميرسد.
يكي ديگر از بيماريهايي كه افراد شب كار به آن دچار ميشوند بيماري «ناكرولپسي» است. بيماران مبتلا به اين بيماري بدون اختيار در روز چرت ميزنند و به خواب ميروند و با توجه به اينكه اين حالت ناگهاني و در حالات مختلف مثلا هنگام عبور از خيابان يا در حين انجام كار بروز ميكند. براي مبتلايان به آن، خطرناك است. بعد ديگر و پر اهميت شب، تهجد و راز و نياز با آفريدگار بينياز است. بسياري از امور مهم در شب اتفاق ميافتد.
از بعد ديگر نيز اين مطلب قابل توجه است كه در قديم كه وسايل امروزي نبود و مسافرت در روز به دليل گرماي زياد و طاقت فرسا بود، كاروانهاي تجارتي و مسافرتي از شب براي حركت و مسافرت استفاده ميكردند. لشكريان در شب بسوي دشمن حركت كرده شبيخون ميزدند و ...
حضرت علي (ع) در نامه 11 نهج البلاغه خطاب به زيادبن نصر حارثي و تشريح بن هاني كه همراه با لشكر آن حضرت بسوي شام ميرفتند چنين توصيه فرمودهاند:
«... و چون تاريكي شب شما را پوشاند، نيزه داران را در اطرف لشكر (براي محافظت) بگماريد و جز اندكي نخوابيد ...
فوايد و آثار شب در زندگي انسانها، حيوانات، گياهان و حتي آفرينش آنقدر زياد است كه قابل شمارش نميباشد.
فضليت سحر خيزي و نماز شب
بايد توجه داشت كه وقت سحر، وقت بسيار مباركي است، وقت تهجّد و عبادت خدا است. وقت انس گرفتن با محبوب حقيقي در خلوت شب است. وقتي است كه پيشوايان معصوم اسلام (سلام الله عليهم) مسلمانان را به بيداري و تهجّد در آن ترغيب مينمودند، وقتي است كه علماي بزرگ و صالحان روزگار هميشه در آن وقت از خواب برميخاستند و در پيشگاه حضرت حق به نماز خواندن و تلاوت قرآن و استغفار ميپرداختند و حل مشكلات زندگي و قضاي حوايج مهم خود را در اين ساعت از ذات مقّدس حق تعالي ميخواستند و به مقصود ميرسيدند.
خداوند در دو جاي قرآن، كساني را كه در سحرگاهان به استغفار ميپردازند و از خداوند كريم و رحيم بخشايش گناهان خود را ميخواهند مورد تمجيد قرار داده است. (وقت سحر، آخرين قسمت از يك ششم شب ميباشد. هر چند وقت نماز شب از نصف شب به بعد آغاز ميشود و تا طلوع فجر ادامه پيدا ميكند، ولي هر چه به طلوع فجر نزديكتر باشد، ثواب بيشتري دارد).
در روايات آمده است كه خداوند متعالي، هنگام سحر درهاى آسمانها را ميگوشايد و مقرّبان به درگاه خداوند آيند و تسبيح و تهليل و تكبير گويند و نغمات ذكر ايشان عالم قدس را بگيرد و در اين ساعت است كه خداوند هر حاجتى از او خواسته شود اجابت مىكند و وقت انتشار بركات بر زمين است و آنگاه كه نسيم سحر از مطلع خويش عاشق وار نفس سرد برآرد، آن ساعت درهاى بهشت باز شود و آن باد سحرگاهى با آن لطافت و راحت و لذت از جانب بهشت عَدَن روان باشد.
از داود پيغمبر پرسيدند: كدام وقت شب فضيلت بيشتر دارد؟ گفت: ندانم ليكن دانم كه وقت سحر، عرش مجيد به جنبش درآيد.
محمد مصطفى (ص) را فرمان آمد كه اى محمد: مقام شفاعت در قيامت مقامى بزرگوار و مقامى محمود و تو را مسلم است و راهش اين است كه به شب برخيزى و نماز كنى. اى محمد، اگر خشنودى ما خواهى، روز را به رسالت بگذران و اگر «مقام محمود» خواهى، شب را به عبادت گذران و نماز شب كن.
از اين آيه برمىآيد كه نماز شب بر پيامبر واجب بوده است و اين بخاطر نتيجهاى است كه به دنبال دارد. يعنى خدا او را به مقام محمود مبعوث مىكند. مقام محمود، مقام بسيار برجستهاى است كه ستايش همگان را بر مىانگيزد. از اين رو در روايات آمده كه همان مقام «شفاعت كبرى» است. زيرا همه خلايق بخاطر آنكه پيامبر بزرگترين شفيع در عالم آخرت است، او را حمد مىكند. اما نماز شب براى همه مفيد است.
و نيز گفتهاند كه اول شب، منادى ندا كند كه پرستندگان خدا برخيزيد و عبادت كنيد. نيمه شب ندا كند: اى مطيعان برخيزيد و خدا را ياد كنيد و هنگام سحر ندا كند:
آمرزش خواهان كجايند كه استغفار كنند؟.
پس خوشا به حال كسانى كه به وقت سحر استغفار كنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند كه خداوند فرموده: محبوبترين مردم نزد من كسانى هستند كه هنگام سحر از من آمرزش خواهند.
انسان،با تداوم نماز شب و تهجّد و عبادتهاى شبانه، مىتواند به مقامى از كمال و صفاى نفس و قرب به خدا برسد كه چشم و گوش و دست خدايى پيدا كند (جز حق نبيند، جز حق نشنود و جز حق، عمل نكند) و به آنجا برسد كه هر دعايى كند، مستجاب گردد.
تهجّد عبارت است از شب زندهدارى و به ذكر و مناجات و استغفار پرداختن و مؤاخذه نفس.
كسانى كه در مقامات علمى و معنوى و دينى به جايى رسيدهاند، از سحر خيزها بودهاند. در سحر، آمادگى فكرى و روحى و امكان ارتباط با خدا بيشتر است.
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ *** از يمن دعاى شب و ورد سحرى بود
مرا در اين ظلمات آن كه رهنمايى كرد نياز نيم شب و درس صبحگاهى بود رو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول زد ورد نيمه شب و درس صبحگاهى بود.
پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.
پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.
خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!
روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.
خداوند در قرآن کریم راجع به نماز می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، یعنی: نماز، آدمی را از کارهای زشت و ناشایست باز می دارد. و البته همین طور است، زیرا آداب نماز طوری است که اگر نمازگزار مراعات کند، هیچ گاه گرد بدی ها نمی گردد. مثلا یکی از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبی نباشد، حتی اگر یک نخ غصبی در لباسش باشد، نماز او درست نیست و نمازگزاری که مجبور است تا این قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسی را ضایع کند. و نیز در صورتی نماز قبول می شود که آدمی از حرض و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدی ها این صفات ناپسند است و نمازگزار (ی) که خود را از این صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتی ها و بدی ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضی از مردم با این که نماز می خوانند مرتکب کارهای ناپسند می شوند، علتش این است که به دستورهای لازم نماز رفتار نمی کنند و در نتیجه، نمازشان قبول نمی شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمی کنند. و به قدری شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال - حتی در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد، باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچاری که نمی تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، باید نماز ر انجام دهد.
نمازهای واجب
نماز های واجب شش است:
1- نماز یومیه، (نمازهای یومیه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت، نماز ظهر و عصر، هر کدام چهار رکت، نماز مغرب، سه رکعت، نماز عشاء، چهار رکعت. (از علامه رحمه الله).
2- نماز آیات،
3- نماز میت،
4- نماز طواف واجب،
5- نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگ تر واجب است،
6- نمازی که به واسطه اجازه یا نذر و قسم و عهد واجب می شود.
مقدمات نماز
برای انجام نماز - یعنی حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگی و پرستش آن ذات مقدس - مقدماتی لازم است که تا فراهم نشوند، نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
1- طهارت،
2- وقت،
3- لباس،
4- مکان،
5- قبله.
مقارنات نماز
مقارنات نماز - یعنی کارهایی که در نماز واجب می باشد - یازده چیز است:
اول: نیت،
دوم: تکبیرة الاحرام،
سوم: قیام،
چهارم: قرائت،
پنجم: رکوع،
ششم: سجده،
هفتم: تشهد،
هشتم: سلام،
نهم: ترتیب، یعنی اجزای نماز را به دستوری که معین شده بخواند و پس و پیش نیندازد،
دهم: طمانینه: یعنی نماز را با وقار و آرامش بخواند،
یازدهم: موالات، یعنی اجزای نماز را پشت سر هم به جا آورد و بین آن ها فاصله نیندازد. پنج چیز از این یازده چیز، رکن است که اگر عمدا یا سهوا کم یا زیاد شود. نماز باطل است و بقیه رکن نیست و فقط در صورتی نماز باطل می شود که عمدا کم یا زیاد گردد.
ارکان نماز
ارکان نماز عبارت است از:
1- نیت،
2- تکبیرة الاحرام،
3- قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع،
4- رکوع،
5- دو سجده.
دیدگاه اهل سنت در محل سجده
سُنیان میگویند سجده در نماز بر هر چیز جایز است و شاید بهتر است اینگونه بگوییم: از مجموع احادیث و روایاتی كه در كتب اهلسنّت آمده است، بدست میآید كه سجده فقط بر زمین و آنچه از آن میروید، به شرط اینكه خوراكی و پوشاكی نباشد جایز است.
سلفیها (4) و وهابیها (5) که افراطی های سنی مذهب هستند و هرچه که در مذاق آنان خوش نیاید را شرک میپندارند و با تعریف آنان از دین مبین اسلام، میتوان گفت اکثر جمعیت مسلمان جهان مشرک هستند، میگویند: سجده بر خاک نه تنها مستحب و یا واجب نیست بلکه حرام است و هر کس از روی عمد مرتکب آن شود مشرک است و هر کس از روی اعتقاد به شرطیت در نماز، این عمل را انجام دهد، خونش هدر است و قتلش بر حاکم اسلامی واجب.
اهل لغت گفته اند: حقیقت لغوی "نماز" که مترادف عربی آن "صلاة" است، یعنی دعا کردن و درود فرستادن، اما در حقیقت شرعیه و اهل شرع، نماز (صلاة) همان حرکات مخصوص است با آداب و شرائطی خاص برای خشنودی خدای بزرگ و چنانچه برخی از شرایط آن از بین رود نماز از اعتبار افتاده و دیگر نماز نیست. مثلاً اگر انسان با آب غصبی وضو بگیرد، بالتبع وضوی او باطل است و در پی آن نمازش دچار اشکال میشود و از درجه اعتبار ساقط میگردد یعنی دیگر نماز نیست و گویا او نماز نخوانده است، این نماز نمیتواند:
1- معراج مومن باشد.
2- چون قبول نیست حتماً نمیتواند قبول کننده سایر اعمال باشد.
3- این نماز نمیتواند بازدارنده از فحشاء و منکر باشد
4- و این نماز حتماً ستون خیمه دین نخواهد بود.
پس باید نماز ما شرایط صحت را داشته باشد. حال ممکن است عدم تحقق برخی شرایط آن از روی ندانستن مسئله باشد. در این حالت، در پاره ای از صُوَر- به صحت نماز، لطمه ای وارد نمیشود. اما اصرار بر عدم تحقق شرایط صحت ویا زیاد نمودن و یا کاستن از آن، مشکلی است که حتماً نماز را تباه میسازد مانند مسئله تکتف و یا تامین و یا سجده نکردن بر خاک در هنگام نماز.
اصل قضیه این است که سجده فقط مخصوص خداست نه کس دیگر
اگر مؤمن بخواهد در نماز، حلقه ی جان خود را به چشمه ی زلال محبت الهی پیوند زده و با شور و اشتیاقی فراوان با معبود خویش، سخن بگوید و نمازی جانانه به درگاه او تقدیم نماید، باید در کلمه ی زیبای «الله اکبر» دقت نموده و با تمام وجود در پی یافتن پیام آن باشد، زیرا در باطن این ذکر شریف رازی نهفته است که حضور قلب در نماز، بدون دست یافتن به آن ناممکن است. الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
بنده ای که چنین نماز جانانه ای به درگاه الهی تقدیم نموده باید بداند که خدا نیز در مقابل، پاداشی جانانه برای او در نظر گرفته است. عزیز عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید: «مَن صَلی رَکَعتَعین و لَم یُحدِث فیهِما نَفسَهُ بِشیء مِن اُمورِ الدُنیا غَفَرَ الله لَهُ ذُنوبَهُ.»3 هر کس دو رکعت نماز به جا آورد و در آن ذهنش به هیچ یک از امور دنیایی مشغول نباشد، خداوند گناهش را می آمرزد؛ یعنی صفحه ی قلبش از چرک و کثافت گناه پاک و آینه ی دلش، صاف و شفاف شده، به گونه ای که نور رحمت الهی را در دل خود احساس می کند که این پاداشی است که هرگز نمی توان برای آن قیمتی تعیین نمود.
گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.
حضور قلب در نماز
انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.
البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.
او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.
در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.
لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.
سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.
این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.
الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود.